چهار شنبه سوری بنده از روز ۲ شنبه آغاز و تا روز ۵ شنبه نیز ادامه داششت در طی برگزاری این مراسم زیبا توانستم به مدارج بالایی از قبیل ترقه زنی : در سالن مدرسه وسط کلاس درس در دفتر مدیر پشت سر خانوم ناظم بدون لو رفتن نائل بشم.
شنبه بیست و ششم اسفند 1385 |
مامان تو فکر عوض کردن دکوراسیون خونه واسه سال جدیده
بابا به دنبال قرارداد های بعده عیده
داداشم داره کیلو کیلو مواد ترقه می خره واسه 4 شنبه سوری
خواهرمون هم هنوز نیومده داره واسه رفتن برنامه ریزی می کنه
این وسط من موندم هیچ کس نیست به من بگه هایلایت موهام امسال چه رنگی باشه
سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385 |
امروز منتظر یه اس ام اس مهم از طرف یه شخص خیلی خیلی مهم بودم که یه هو وسط درس دادن معلم دیدم انگاری اومد با هر دگ و فنگی که بود از سر کلاس اومدم بیرون از اونجایی که توی مدرسه ی ما موبایل آوردن ممنوعه واسه خوندن اس ام اس مجبور شدم برم تو دستشویی جالب این جاست که این همه که خودمو به آب و آتیش زدم واسه خوندم یه اس ام ای از طرف بانک صادرات . آی ضایع شدم.
دوشنبه چهاردهم اسفند 1385 |
دیروز سر کلاس با آق معلم( حسابان )دعوام شد گیسو گیس کشی بوداا منم که وقتی آمپرم بره بالا یه کی باید بیاد مدارمو قطع کنه وقتی از کلاسش اومد م بیرون گفتم بابا حالا خوبه یه معلم بیشتر نیستی داری این قدر واسه ما دور بر می داری خوبه خودت می دونی من کیه ام داری با من این جوری حرف می زنی اگه کاریت نکردم ازم عذر خواهی نکنی بچه بابام نیستم .
پ ی : هنوز یه روز از این جریان نگذشته سیل عظیم تلفن ها برای رفتن دوباره سر کلاس ایشون بنده رو ول نمی کنه
پنجشنبه دهم اسفند 1385 |
تو مدرسه ی ما مرض بی شوهری تمامی معلما رو گرفته از آینده خودم خیلی می ترسم قصد دارم به اولین خواستگار جواب مثبت بدم.
دوشنبه هفتم اسفند 1385 |
از وقتی موهامو کوتاه کردم تو خونه به خروس معروف شده ام تا حدی که مامانم صبحا برای بیدار کردن بنده آواز قدقد از خودش سر می ده جالب تر اینجاست که خودمم نسبت به تخم مرغ های توی یخچال احساس مسیولیت می کنم .
یکشنبه ششم اسفند 1385 |
به دلیل حضور با شکوه خواهران در نماز جماعت قانون جدیدی در مدرسه به تصویب رسید که هر خواهر فقط می تونه 1 بار در ماه در نماز شرکت نکنه در غیر این صورت منفی انظباتی خواهد خورد.
جمعه چهارم اسفند 1385 |
حس کن واسه کشیدن مدارمعلم صدات می کنه همون موقع این موبایل لعنتی هم شروع می کنه به لرزیدن وقتی شکلم تمام شد معلم گفت این مدار که همه جاش مقاومته؟
چهارشنبه دوم اسفند 1385 |
