شک مکن در ای که گر تنها شوم
بی خود از هر دین و دنیا می شوم
شک مکن گر تو روی از پیش من
غرق در آتش شود افکار و رویاهای من
عاشق را صبریست بی حد و حصر
گر نباشد ترک معشوق هیچ وقت
پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 |
تو را می جویم
در تمام خفقان های دوریم
التهاب های شبانه ام
بی فردایی فرداهایم
اتفاق های رخ نداده در گذشته ام
و آینده که سپرده ام به باد
تو را می جویم
من در آینده ای که گذشت
گذشته ای که در حال انجام است
تو را می جویم
ای محبوبم
دوشنبه هجدهم شهریور 1387 |
هنوز در این مسئله خوب توجیه نشدم چرا باید برای یه مفت خوری چهار ساله از ما، برامون تازه آزمونم بزارن؟
پ ی :بیسکویتتون بهتر از همیشه بود
شنبه دوم شهریور 1387 |
من قبل از اومدن جوابای کنکور نسبت به رتبه ام توجیه شدم
شنبه دوم شهریور 1387 |
تنها شب و روزی بود که کسی منو به خاطر هیچ چیز مآخده نکرد
.
.
.
تنها شب و روزی بود که همه ی حقا با من بود
.
.
.
حتی تا مرز بخشیدن وجودت یکباره به من
.
.
.
شنبه دوم شهریور 1387 |
وقتی بیش از 90% مردم وطن من زیر خط فقرن به نظرت باید باجه های پول خوری شلوغه باشه؟
پ ی :خلوت تر هر خیابونی که همپای هم تو زمستون زیر پا گذاشتیم
شنبه دوم شهریور 1387 |
وقتی هنوز برای تو یه صف ایستادن مثه آدم فرهنگ سازی نشدیم چه جوری می خوایم بریم تو یه محیط جدید به اسم دانشگاه که اونجا هم خالی از هر گونه فرهنگِ درسته؟؟
شنبه دوم شهریور 1387 |
